تبليغاتX
آغاز
برگی از تاریخ ایران(2) - مزدک

در ادامه مقاله قبلی _ که مقصود از این دو مقاله شناخت دو تن از بزرگان میهنمان و رسیدن به این است که تعالیم این دو شخص چقدر در افکار مردم و سرنوشت کشورمان مخصوصا در مدت حکومت اعراب در ایران تاثیر گذاشته _ از مزدک مینویسم که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و به فلسفه و هدفش از قیام در مقابل حکومت وقت کمتر پرداخته شده است . شخصی که در تعداد قابل توجهی از کتابهای تاریخی مورد نکوهش قرار گرفته و تهمت های بسیاری به او زده شده است . ولی حقیقت چیز دیگری است . مزدک ، قهرمان ملی ایران است .

 

کی و کجا ؟

مزدک در عهد قباد ساسانی در اواخر قرن پنجم میلادی ظهور کرد . ظاهرا کلمه مزدک از مشتقات مزدا است که در زبان اوستایی به معنی خداست . اسم پدر مزدک چنانچه از ترجمه پهلوی اوستا بر می آید بامداد بوده که در پهلوی بامدات نوشته میشده است . دینوری مزدک را متولد شهر اصطخر میداند ، ابوریحان از نسا « شهری بدین نام هم در خراسان ، هم در فارس و کرمان و همدان وجود داشته است » و مولف تبصرة العوام از تبریز .

 

چرا قیام ؟

در اینکه ساسانیان حکومت مقتدری تشکیل داده و گامهای ارزنده ای در جهت پیشرفت ایران برداشتند ، شکی نیست . ولی در ادامه ، پاره ای مسائل سبب تضعیف و اضمحلال این دولت گشت . جامعه زمان ساسانیان ، جامعه ای محافظه کار و اشرافی و مبتنی بر نظامات و مقررات خشک و جامد بود و دوران تحول خود را از نظام دودمانی به نظام مالکیت زمین می گذرانید. از مآخذ قدیمی چنین بر می آید که در زمان ساسانیان وضع اداری کشور به « فئودالیسم » مبتنی بوده است . یعنی اشراف و مالکان چنان حیثیت و قدرتی داشته اند که در مقابل آنها عامه مردم یا از حقوق سیاسی بطور کلی محروم بودند یا تا حدی از حقوق سیاسی کشور می توانسته اند بهره مند شوند. با گذشت زمان این مساله حادتر شده و در نظام طبقاتی حاکم بر جامعه فاصله ها بین گروههای مختلف مردم بیشتر و بیشتر میشد. اشراف روز به روز ثروتمندتر شده و طبقات پایین تر جامعه روز به روز فقیرتر میگشتند . در این میان ، مزدک ، این پیرو راستین زرتشت ، در مقابل حکومت می ایستد و با این وضع جاری کشور به مخالفت میپردازد .

علت دیگر پیدایش جنبش مزدکی اضمحلال دین زرتشتی و بوجود آمدن خرافات دینی بوده و از تاریخ بر میاید که این هم دستخوش تبلیغات فئودالی بوده است زیرا که میبینیم در سیستم فئودالی ، دستگاه دولتی راهنمایان دینی را مامور میکند که در مردم عقاید خرافی تبلیغ کنند تا مردم به دنبال افکار دیگر نروند . مهمترین علت اضمحلال دین زرتشت پیش از بوجود آمدن مانویت و مزدکیت ، جاه طلبی و خودخواهی موبدان بود که تدریجا در زمان ساسانیان شیوع یافت . کتاب معروف پهلوی « مینوک خرد » که در اواخر دوره ساسانی نوشته شده ، درباره بدکاریهای روحانیون چنین حکایت میکند : « اصل عیوب روحانیون ، ریاکاری ، شهوت رانی ، بی توجهی به وظایف دینی و اخلاقی و تعصب بوده است . » جالبتر آنکه تمام بی عدالتی ها را به اسم دین زرتشت بر مردم تحمیل میکردند . در چنین وضعی مزدک به مخالفت با این بی عدالتی ها برمیخیزد و چون با مقاومت اشراف مواجه میشود این مخالفت ، رنگ و بوی جدی تری به خود میگیرد و با توجه به اینکه در این میان از حقوق مردم طبقه پایین جامعه دفاع میشود ، عده زیادی از مردم به حمایت از مزدک برمیخیزند .

 

کیش مزدک :

ابن طریق در خصوص اصول مذهب مزدک شرحی مینویسد که ترجمه آن از این قرار است: « خدا ارزاق را در روی زمین آفرید که مردم آنها را در میان خود به طور برابری قسمت کنند و کسی از کس دیگر بیشتر نداشته باشد. ولی مردم بین خود ظلم میکنند و هر کسی نفس خودش را به برادرش ترجیح میدهد. ما میخواهیم در این کار نظارت و وارسی کنیم و مال فقرا را از دولتمندها گرفته و از توانگران به تهیدستان بدهیم و از هر کس که مال و زن و خدم و امتعه زیاد داشته باشد، از وی گرفته و بین او و غیر او مساوات بکنیم تا آنکه احدی را امتیاز بر دیگران نماند. » مزدک میگفت چون علت اصلی کینه و ناسازگاری در جهان، نابرابری مردمان است، پس باید عدم مساوات را از میان برداشت . خدا مردم را مساوی آفرید و ارزاق و نعمتها را هم آفرید که مردم در بین خود به مساوات تقسیم بکنند ولی معایب پنج گانه رشک و خشم و کین و نیاز و آز باعث ظلم و تعدی و عدم مساوات گردید . به عقیده مزدک انسان باید بکوشد تا بقایای شر را از روی زمین محو و زایل کند. پشتیبان و رواج دهنده این شر بیش از همه دستگاه دولت می باشد و مظاهر آن عدم مساوات اجتماعی و مالی در بین مردم است. بنابراین در درجه اول باید این عدم مساوات از بین رود . از این جهت نهضت مزدک یک تعلیم دینی نبود که بطور منفی اقدام نماید ، بلکه تعلیمی بود بر ضد دولت ملوک الطوایفی آن عصر . نهضت مزدکیان رستاخیز و انقلابی بود که با همراهی پیشه وران و افراد دیگر طبقه پایین جامعه انجام گرفت . کیش مزدک جرقه ای بود برای بیداری قشر ستمدیده ایران . اندیشه مزدک از نظر جنبه مذهبی با زرتشت و مانی چندان مغایر نیست . اما دکترین مزدک دارای عواطف و تمایلات بشر دوستی بیشتری بوده است . در بعضی منابع آمده که مزدک به عنوان پیامبر جنبشی را رهبری کرده ولی بیشتر پژوهندگان بر این باورند که مزدک خود را پیامبر نخوانده ، لکن کتابی را بنام زند به او نسبت داده اند . هرچند از کتاب مزبور اثری نیست ، ولی از نوشته های برخی مورخین اسلامی چنین بر می آید که این کتاب را مطالعه کرده اند . خوارزمی در کتاب مفاتیح العلوم ، کتاب زند را تاویل اوستا آورده و محمد اسعد طلس درباره آن بطور مفصل بحث کرده و آن را تفسیر اوستا دانسته است . مزدک از نظر شخصیت مذهبی ، خود یکی از موبدان زرتشتی بوده و بنا به گفته مورخان موبد موبدان یعنی « قاضی القضاة » بوده است . با اینکه آئین مزدک ممکن است سرچشمه های فکری مختلفی داشته باشد ، از آن جهت که برای نخستین بار در تاریخ انسانی ، اندیشه مساوات اقتصادی را در مقیاس وسیع تبلیغ کرده و مردم را برای رسیدن به آن به جنبش درآورده است ، پدیده ای اصیل و استثنایی در گذشته های میهن ماست و مقام کاملا ویژه و ممتازی در تاریخ بشری دارد و مسلما آینده نیز بیشتر از گذشته ، بزرگواری وی و اندیشه هایش را ثابت خواهد کرد . محققانی که عقاید مزدک را از دیدگاه کمونیستی نگریسته اند ، برداشت آنها در حق فلسفه مزدک خلاف احتیاط عالمانه است زیرا که اندیشه مزدک درباره مساوات اقتصادی بر پایه عقاید عرفانی بوده نه بر اساس فلسفه مادی .

 

اشتراک زن !؟

بزرگترین اتهامی که مذهب مزدک را فاسد ساخته ، اشتراک زن بوده است . اما هیچ یک از نویسندگان متعصب ، مفهوم لغوی این اصطلاح را تشریح نکرده اند . در این زمینه باید به اطمینان ادعا بکنیم که مزدک چیزی درباره اشتراک زن ، خلاف اخلاق انسانی نگفته است . او نمی گفت که یک زن در میان خلقی اشتراکی باشد ، بلکه میگفت که در دین زرتشتی تعدد زوجات نیست. چرا باید هر یک از سردمداران تعداد زیادی زن در حرمسراهای خود زندانی کنند؟ مردی که حرمسرایی ترتیب داده ، حق تمتع از بیش از یک زن را ندارد و بقیه از آن کسانی است که به مناسبت احتکار او از آن موهبت محروم شده اند . آقای جمالزاده در این زمینه میگوید : « در بسیاری کتابها و در فیلمها شاهد قضایای بسیاری که به زن و مرد ارتباط دارد بوده ایم و خوب می دانیم که در جاهایی از دنیا چند مرد دارای فقط یک زن هستند و در جاهای بسیار دیگری تعدد زوجات مجاز است . ولی هرگز نخوانده و نشنیده ام که پیشوایی ( بخصوص از طبقه روحانیون مانند مزدک ) بیاید و بگوید که هر مردی حق دارد با هر زنی ولو آن زن شوهر دار و مادر باشد ، نزدیکی کند و حتی چنین سخنی را از زبان آنارشیست ها و نیهیلیستها هم نشنیده ام .

فردوسی در مورد خسروپرویز پس از شمردن گنجهای متعدد او درباره حرمسرای او میگوید: « به مشکوری زرین ده و دو هزار ------ کنیزک بکردار خرم بهار » یعنی دوازده هزار زن جوان بمانند « خرم بهار » در حرمسرای خود داشته است و آیا با این حال نمیتوان قبول کرد که هر یک اعیان و سران و اشراف کشوری و لشگری و حکام دور و نزدیک که لابد تعدادشان به چند هزار تن بالغ میگردید اقتدا به ولی نعمت خود کرده و حرمسراهای خود را از صدها و هزاران زنان و دختران مملو میساخته اند و آیا نمیتوان احتمال داد که برای مردها و جوانانی از طبقات پایین تر یعنی رعیت و کاسب و اهل بازار و اصناف  بقدر کافی زن خوب و مناسب باقی نمی ماند ؟ جمال زاده در این مورد میگوید : « سخنان منتسب به مزدک را درباره اشتراک زنان ، چنین توجیه میکنم که او به هموطنانش و بخصوص به مردم خردپا می گفته که ای مردم روا نیست و یزدان پاک نمیپذیرد که آنهمه زنان در حرمسراهای بزرگان و توانگران در انحصار آنها باشند و برای شما بقدر کافی زن خوب نماند . »

 

سر انجام مزدک و کیش او :

در حدود سالهای 528 تا 531 ، خسرو انوشیروان «کسری» به حیله ای مزدک و پیروانش را به عده هشتاد هزار نفر در یک جا جمع کرده و همه را قتل عام کرد . این قتل عام مزدکیان در سالهای بعد هم اتفاق افتاد . ولی این واقعه باعث از بین رفتن کامل این گروه نشد . بعد از این واقعه گروههای مختلفی از مزدکیان با نامهای مختلف ظهور کردند و در هر دوره ای از تاریخ کشورمان به مبارزه با بی عدالتی و ظلم برخاستند . مانند گروهی که بوسیله خرمه که به احتمال قوی دختر مزدک بوده و از مداین گریخت و در ری ظهور کرد و دین خرمی را ایجاد کرد و همچنان که در مقالات بعدی اشاره خواهم کرد مهمترین گروهی بودند که در مقابل حکومت اعراب در ایران مقاومت کردند .

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/25ساعت 13:24 توسط رضا |