تبليغاتX
آغاز
برگی از تاریخ ایران(2) - مزدک

در ادامه مقاله قبلی _ که مقصود از این دو مقاله شناخت دو تن از بزرگان میهنمان و رسیدن به این است که تعالیم این دو شخص چقدر در افکار مردم و سرنوشت کشورمان مخصوصا در مدت حکومت اعراب در ایران تاثیر گذاشته _ از مزدک مینویسم که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و به فلسفه و هدفش از قیام در مقابل حکومت وقت کمتر پرداخته شده است . شخصی که در تعداد قابل توجهی از کتابهای تاریخی مورد نکوهش قرار گرفته و تهمت های بسیاری به او زده شده است . ولی حقیقت چیز دیگری است . مزدک ، قهرمان ملی ایران است .

 

کی و کجا ؟

مزدک در عهد قباد ساسانی در اواخر قرن پنجم میلادی ظهور کرد . ظاهرا کلمه مزدک از مشتقات مزدا است که در زبان اوستایی به معنی خداست . اسم پدر مزدک چنانچه از ترجمه پهلوی اوستا بر می آید بامداد بوده که در پهلوی بامدات نوشته میشده است . دینوری مزدک را متولد شهر اصطخر میداند ، ابوریحان از نسا « شهری بدین نام هم در خراسان ، هم در فارس و کرمان و همدان وجود داشته است » و مولف تبصرة العوام از تبریز .

 

چرا قیام ؟

در اینکه ساسانیان حکومت مقتدری تشکیل داده و گامهای ارزنده ای در جهت پیشرفت ایران برداشتند ، شکی نیست . ولی در ادامه ، پاره ای مسائل سبب تضعیف و اضمحلال این دولت گشت . جامعه زمان ساسانیان ، جامعه ای محافظه کار و اشرافی و مبتنی بر نظامات و مقررات خشک و جامد بود و دوران تحول خود را از نظام دودمانی به نظام مالکیت زمین می گذرانید. از مآخذ قدیمی چنین بر می آید که در زمان ساسانیان وضع اداری کشور به « فئودالیسم » مبتنی بوده است . یعنی اشراف و مالکان چنان حیثیت و قدرتی داشته اند که در مقابل آنها عامه مردم یا از حقوق سیاسی بطور کلی محروم بودند یا تا حدی از حقوق سیاسی کشور می توانسته اند بهره مند شوند. با گذشت زمان این مساله حادتر شده و در نظام طبقاتی حاکم بر جامعه فاصله ها بین گروههای مختلف مردم بیشتر و بیشتر میشد. اشراف روز به روز ثروتمندتر شده و طبقات پایین تر جامعه روز به روز فقیرتر میگشتند . در این میان ، مزدک ، این پیرو راستین زرتشت ، در مقابل حکومت می ایستد و با این وضع جاری کشور به مخالفت میپردازد .

علت دیگر پیدایش جنبش مزدکی اضمحلال دین زرتشتی و بوجود آمدن خرافات دینی بوده و از تاریخ بر میاید که این هم دستخوش تبلیغات فئودالی بوده است زیرا که میبینیم در سیستم فئودالی ، دستگاه دولتی راهنمایان دینی را مامور میکند که در مردم عقاید خرافی تبلیغ کنند تا مردم به دنبال افکار دیگر نروند . مهمترین علت اضمحلال دین زرتشت پیش از بوجود آمدن مانویت و مزدکیت ، جاه طلبی و خودخواهی موبدان بود که تدریجا در زمان ساسانیان شیوع یافت . کتاب معروف پهلوی « مینوک خرد » که در اواخر دوره ساسانی نوشته شده ، درباره بدکاریهای روحانیون چنین حکایت میکند : « اصل عیوب روحانیون ، ریاکاری ، شهوت رانی ، بی توجهی به وظایف دینی و اخلاقی و تعصب بوده است . » جالبتر آنکه تمام بی عدالتی ها را به اسم دین زرتشت بر مردم تحمیل میکردند . در چنین وضعی مزدک به مخالفت با این بی عدالتی ها برمیخیزد و چون با مقاومت اشراف مواجه میشود این مخالفت ، رنگ و بوی جدی تری به خود میگیرد و با توجه به اینکه در این میان از حقوق مردم طبقه پایین جامعه دفاع میشود ، عده زیادی از مردم به حمایت از مزدک برمیخیزند .

 

کیش مزدک :

ابن طریق در خصوص اصول مذهب مزدک شرحی مینویسد که ترجمه آن از این قرار است: « خدا ارزاق را در روی زمین آفرید که مردم آنها را در میان خود به طور برابری قسمت کنند و کسی از کس دیگر بیشتر نداشته باشد. ولی مردم بین خود ظلم میکنند و هر کسی نفس خودش را به برادرش ترجیح میدهد. ما میخواهیم در این کار نظارت و وارسی کنیم و مال فقرا را از دولتمندها گرفته و از توانگران به تهیدستان بدهیم و از هر کس که مال و زن و خدم و امتعه زیاد داشته باشد، از وی گرفته و بین او و غیر او مساوات بکنیم تا آنکه احدی را امتیاز بر دیگران نماند. » مزدک میگفت چون علت اصلی کینه و ناسازگاری در جهان، نابرابری مردمان است، پس باید عدم مساوات را از میان برداشت . خدا مردم را مساوی آفرید و ارزاق و نعمتها را هم آفرید که مردم در بین خود به مساوات تقسیم بکنند ولی معایب پنج گانه رشک و خشم و کین و نیاز و آز باعث ظلم و تعدی و عدم مساوات گردید . به عقیده مزدک انسان باید بکوشد تا بقایای شر را از روی زمین محو و زایل کند. پشتیبان و رواج دهنده این شر بیش از همه دستگاه دولت می باشد و مظاهر آن عدم مساوات اجتماعی و مالی در بین مردم است. بنابراین در درجه اول باید این عدم مساوات از بین رود . از این جهت نهضت مزدک یک تعلیم دینی نبود که بطور منفی اقدام نماید ، بلکه تعلیمی بود بر ضد دولت ملوک الطوایفی آن عصر . نهضت مزدکیان رستاخیز و انقلابی بود که با همراهی پیشه وران و افراد دیگر طبقه پایین جامعه انجام گرفت . کیش مزدک جرقه ای بود برای بیداری قشر ستمدیده ایران . اندیشه مزدک از نظر جنبه مذهبی با زرتشت و مانی چندان مغایر نیست . اما دکترین مزدک دارای عواطف و تمایلات بشر دوستی بیشتری بوده است . در بعضی منابع آمده که مزدک به عنوان پیامبر جنبشی را رهبری کرده ولی بیشتر پژوهندگان بر این باورند که مزدک خود را پیامبر نخوانده ، لکن کتابی را بنام زند به او نسبت داده اند . هرچند از کتاب مزبور اثری نیست ، ولی از نوشته های برخی مورخین اسلامی چنین بر می آید که این کتاب را مطالعه کرده اند . خوارزمی در کتاب مفاتیح العلوم ، کتاب زند را تاویل اوستا آورده و محمد اسعد طلس درباره آن بطور مفصل بحث کرده و آن را تفسیر اوستا دانسته است . مزدک از نظر شخصیت مذهبی ، خود یکی از موبدان زرتشتی بوده و بنا به گفته مورخان موبد موبدان یعنی « قاضی القضاة » بوده است . با اینکه آئین مزدک ممکن است سرچشمه های فکری مختلفی داشته باشد ، از آن جهت که برای نخستین بار در تاریخ انسانی ، اندیشه مساوات اقتصادی را در مقیاس وسیع تبلیغ کرده و مردم را برای رسیدن به آن به جنبش درآورده است ، پدیده ای اصیل و استثنایی در گذشته های میهن ماست و مقام کاملا ویژه و ممتازی در تاریخ بشری دارد و مسلما آینده نیز بیشتر از گذشته ، بزرگواری وی و اندیشه هایش را ثابت خواهد کرد . محققانی که عقاید مزدک را از دیدگاه کمونیستی نگریسته اند ، برداشت آنها در حق فلسفه مزدک خلاف احتیاط عالمانه است زیرا که اندیشه مزدک درباره مساوات اقتصادی بر پایه عقاید عرفانی بوده نه بر اساس فلسفه مادی .

 

اشتراک زن !؟

بزرگترین اتهامی که مذهب مزدک را فاسد ساخته ، اشتراک زن بوده است . اما هیچ یک از نویسندگان متعصب ، مفهوم لغوی این اصطلاح را تشریح نکرده اند . در این زمینه باید به اطمینان ادعا بکنیم که مزدک چیزی درباره اشتراک زن ، خلاف اخلاق انسانی نگفته است . او نمی گفت که یک زن در میان خلقی اشتراکی باشد ، بلکه میگفت که در دین زرتشتی تعدد زوجات نیست. چرا باید هر یک از سردمداران تعداد زیادی زن در حرمسراهای خود زندانی کنند؟ مردی که حرمسرایی ترتیب داده ، حق تمتع از بیش از یک زن را ندارد و بقیه از آن کسانی است که به مناسبت احتکار او از آن موهبت محروم شده اند . آقای جمالزاده در این زمینه میگوید : « در بسیاری کتابها و در فیلمها شاهد قضایای بسیاری که به زن و مرد ارتباط دارد بوده ایم و خوب می دانیم که در جاهایی از دنیا چند مرد دارای فقط یک زن هستند و در جاهای بسیار دیگری تعدد زوجات مجاز است . ولی هرگز نخوانده و نشنیده ام که پیشوایی ( بخصوص از طبقه روحانیون مانند مزدک ) بیاید و بگوید که هر مردی حق دارد با هر زنی ولو آن زن شوهر دار و مادر باشد ، نزدیکی کند و حتی چنین سخنی را از زبان آنارشیست ها و نیهیلیستها هم نشنیده ام .

فردوسی در مورد خسروپرویز پس از شمردن گنجهای متعدد او درباره حرمسرای او میگوید: « به مشکوری زرین ده و دو هزار ------ کنیزک بکردار خرم بهار » یعنی دوازده هزار زن جوان بمانند « خرم بهار » در حرمسرای خود داشته است و آیا با این حال نمیتوان قبول کرد که هر یک اعیان و سران و اشراف کشوری و لشگری و حکام دور و نزدیک که لابد تعدادشان به چند هزار تن بالغ میگردید اقتدا به ولی نعمت خود کرده و حرمسراهای خود را از صدها و هزاران زنان و دختران مملو میساخته اند و آیا نمیتوان احتمال داد که برای مردها و جوانانی از طبقات پایین تر یعنی رعیت و کاسب و اهل بازار و اصناف  بقدر کافی زن خوب و مناسب باقی نمی ماند ؟ جمال زاده در این مورد میگوید : « سخنان منتسب به مزدک را درباره اشتراک زنان ، چنین توجیه میکنم که او به هموطنانش و بخصوص به مردم خردپا می گفته که ای مردم روا نیست و یزدان پاک نمیپذیرد که آنهمه زنان در حرمسراهای بزرگان و توانگران در انحصار آنها باشند و برای شما بقدر کافی زن خوب نماند . »

 

سر انجام مزدک و کیش او :

در حدود سالهای 528 تا 531 ، خسرو انوشیروان «کسری» به حیله ای مزدک و پیروانش را به عده هشتاد هزار نفر در یک جا جمع کرده و همه را قتل عام کرد . این قتل عام مزدکیان در سالهای بعد هم اتفاق افتاد . ولی این واقعه باعث از بین رفتن کامل این گروه نشد . بعد از این واقعه گروههای مختلفی از مزدکیان با نامهای مختلف ظهور کردند و در هر دوره ای از تاریخ کشورمان به مبارزه با بی عدالتی و ظلم برخاستند . مانند گروهی که بوسیله خرمه که به احتمال قوی دختر مزدک بوده و از مداین گریخت و در ری ظهور کرد و دین خرمی را ایجاد کرد و همچنان که در مقالات بعدی اشاره خواهم کرد مهمترین گروهی بودند که در مقابل حکومت اعراب در ایران مقاومت کردند .

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/25ساعت 13:24 توسط رضا |

برگی از تاریخ ایران(1) - زرتشت پیامبر ایران باستان

اولین موحد جهان :

زرتشت ، پیامبر باستانی ایران ، به گواه تاریخ و گفته محققان ، اولین موحد جهان است . او در تاریخ دنیا نخستین کسی است که مذهب را از صورت سحر و جادو و اجرای مراسم ظاهری و اعتقاد به خرافات و موهومات رهایی بخشیده و آنرا بر پایه محکم اخلاقیات استوار کرد . پیامبری که سخن و آیین او تاثیر بسزایی درفرهنگ و تاریخ میهن عزیزمان و حتی در تمدن جهانی از چین گرفته تا انگلستان ، داشته است . استاد عبدالعظیم رضایی در جلد اول کتاب تاریخ ادیان جهان به نقل از موریس مترلینگ آورده : « حکمت زرتشت، در افکار افلاطون و فیثاغرث و هراکلیت تاثیر بسزایی داشته و این نفوذ به حدی بوده که میتوان گفت اساس فلسفه افلاطون همان فره وشی زرتشت است . شاید یک چهارم کلمات انگلیسی از لغات اوستایی باشد. چهار پنجم معتقدات عیسویان، از ایرانیان اقتباس شده است » . در کتاب تاریخ تمدن ایرانی که نوشته چهارده استاد سرشناس اروپایی است آمده : « اگر فرض کنیم که فرض یکتاپرستی از ایران به اسرائیل نرفته است ، باز از پذیرفتن این مطلب ناگزیریم که ایران به اشاعه توحید و بیان روشن و مقنع آن در میان قوم اسرائیل کمک شایانی نموده است ». با توجه به این مطالب ضروری به نظر میرسد که در افکار و تعلیمات زرتشت ، که تا این حد در جهان نفوذ کرده ، دقیق شویم و شناختی - هرچند کم و جزئی- از این پیامبر باستانی میهنمان داشته باشیم.

خواستگاه و تاریخ ظهور زرتشت :

گروهی از مورخان تولد زرتشت را در شهر بلخ میدانند و بعضی او را اهل ری و برخی دیگر وی را از مردم آذربایجان میدانند و عده ای هم بر آنند که او در میان اقوام ماد ، چشم به جهان گشوده است . استاد عبدالعظیم رضایی معتقد است که زرتشت در 6500 قبل از میلاد در آذربایجان چشم به جهان گشوده است و برای این تاریخ در کتاب خود نظر ده تن از دانشمندان بزرگ جهان را آورده است . ولی آقای هنینگ او را متعلق به 600 قبل از میلاد می داند . با بررسی کتابها و سایتهای مربوط به زرتشتیان ، سال 600 قبل از میلاد را معقول تر میدانم و زادگاه او هم به احتمال قوی آذربایجان بوده است.

زرتشت که بود؟

بنا بر روایات مختلف ، پدر زرتشت پورشسب و مادرش دغدو نام داشته است . نیبرگ از معروفترین ایرانشناسان معاصر ، در کتاب دینهای قدیم ایران ، زرتشت را طبیب و کاهنی دانسته است که در روزگارانی بسیار دور ، در یکی از جوامع آسیای مرکزی ، به حکم وراثت ، پیشوایی دینی و اجرای آداب و مناسک خاص قبیله خود را بر عهده داشته است . هرتسفلد از ایرانشناسان معروف دیگری می باشد که نتایج سی و چند سال تحقیقات تاریخی خود را در دو جلد کتاب بنام زرتشت و جهان او گرد آورده است . او در سروده های زرتشت ، همه جا اشارات تاریخی و سیاسی می بیند و پیامبر ایرانی را سیاستمداری می داند که برای اصلاح وضع کشاورزان و نیز برای باز گرداندن سلطنت به خاندان هخامنشی پارس به دودمان شاهی ماد ، که خود بدان تعلق داشت ، می کوشید . از نظر او زرتشت دخترزاده « ایشتوویگو » آخرین شهریار قوم ماد بود و کورش بزرگ، پس از برانداختن قدرت و سلطنت آن قوم ، دختر ایشتوویگو را ، که مادر زرتشت بود ، به زنی گرفت و بدین سان زرتشت فرزند خوانده کورش گردید و کمبوجیه برادر مادری او شد .

با اینکه در بسیاری از موارد مربوط به زرتشت اتفاق نظر وجود ندارد، ولی همه قبول دارند که او ، شخصیتی پرتوان داشت و بر مردم زمانه اش آنچنان تاثیر عمیقی گذاشت که خاطره اش هرگز فراموش نشد . و اینکه اگر غرض از پیامبر ، انسانی را بدانیم که از موجودی آسمانی و الهی بر او وحی رسیده است تا قومش را دعوت کند ، او هم پیامبر بود . صداقت و یکپارچگی اخلاقی داشت . راستی و راستگویی را تبلیغ می کرد و از دروغ و فریب و تزویر بیزار بود و سخنی تازه در میان آورده بود که ارزش گفتن و شنیدن داشت و مردمی که او راهبر معنویشان بود، انسانهای معقول و سالمی بودند . او با جرات و جسارت میان مردم می گردد و آنان را به اهورامزدای یکتا دعوت می نماید و چنین اظهار می کند: « ای مردم بپذیرید، هومت[ اندیشه نیک]، خوخت[ گفتار نیک]،و هورشت [کردار نیک] را تا رستگار شوید .

دین و فلسفه زرتشت :

این دین در شمار دینهای بزرگ عالم است ، زیرا که هر یک از عقاید و قواعد و اصول و احکام و ادعیه و مناجات و سرودها و عبادات آن بدون تغییر و تبدیل ، به حالت اولیه باقی مانده است و با اینکه صدمات و آسیبهای فراوان دیده، به مذاهب متعدد منشعب نشده و صورت اصلی خود را کاملا حفظ نموده است . نخستین نیروی معنوی در اوستا [اهو] است که به معنی جوهر هستی آمده و اهورا مزدا هم از این کلمه ترکیب یافته است . دومین نیروی معنوی دئنا است که در پهلوی آن را دین می گویند و امروزه به معنی کیش بکار میرود ، در حالیکه در حقیقت معنی وجدان می دهد . « گاتاها» که سروده زرتشت و مهمترین و قدیمی ترین بخش « اوستا» کتاب مقدس زرتشتیان است ، در حقیقت نخستین کتابی است که چند هزار سال پیش بشر را به شاهراه توحید رهنمون می سازد . این کتاب آشکارا با گروه پروردگاران آریایی به مخالفت پرداخته وپرستش آفریدگار یکتایی به نام « اهورا مزدا» یا « سرور دانا» را در میان مردم ایران زمین استوار ساخت.

فلسفه زرتشت یک اعتراض و مبارزه عظیم بر ضد شر و بدی است . او نشان داد که جهان کامل نیست بلکه به سوی کمال در حال حرکت است و ما که خود را اشرف مخلوقات می دانیم، باید در به کمال رساندن جهان کوشش کنیم . خدمت بزرگ زرتشت ، خدمت به اخلاق است، چنانکه اصول اخلاقی او برتری آشکار بر اصول اخلاقی بیشتر ادیان دارد . او اندیشه را بر سخن و سخن را بر کار برتری داده است. دین زرتشت به تمام معنی، دین اختیار است . او‌ آزادی‌ و اختیار را گزینشی‌ برای‌ مردم‌ می داند . بهره‌ کار هر کس‌ همانست‌ که‌ انجام‌ می‌دهد . جبری‌ برای‌ اشخاص‌ نیست .‌ نیکی‌ اشخاص‌ جز بهره‌ ئی‌ از نیکوئی‌ و شر اشخاص‌ جز شری‌ برای‌ وی‌ نخواهد بود . گزینش میان « راستی» و« دروغ» دیر یا زود سراغ هر کسی می آید . در تمام مراحل زندگی انتخاب میان راستی و دروغ وجود دارد . این دو اصل رقیب ٬ در تمامی سطوح وجود دارند . در مقابل اندیشه نیک « وهومن» ، اندیشه پلید « اکومن» قرار دارد . در مقابل مینوی مقدس« سپند مینو» ، مینوی پلید « انگره مینو ـ گناک مینو» قرار دارد . همچنان که در مقابل فروتنی، غرور قرار می گیرد . بدین ترتیب در هر سطح و درجه ای گزینش و انتخاب لازم است.

فلسفه آتش در دین زرتشت :

بعضی جاها دیدم که بعضی ها دین زرتشتی را با آتش پرستی یکی فرض می کنند . این عین جهالت و بی انصافی است . چون در این آیین اعتقاد به اهورامزدای یکتا است . در این آیین ، به هنگام نماز خواندن ، به سوی نور از قبیل آفتاب ، ماه و آتش توجه می کنند ، زیرا معتقدند که نمیتوان برای خدا حدود و جهتی درنظر گرفت . در حقیقت ، آتش جوهر آیین زرتشت بشمار میرود . چون آتش ، بزرگترین پاک کننده و در عین حال پاکترین و نورانی ترین عنصر است . زرتشت با انتخاب آتش به عنوان سمبل کیش خود ، از پیروان خود خواسته است که :

1-      مثل آتش پاک و درخشان باشند .

2-     همان طوری که آتش شعله هایش پیوسته به سمت بالا میرود ، آنها هم به سوی روحانیت ، انسانیت و ترقی و تعالی پیشروی کنند و همان طوری که شعله های آتش به پایین جذب نمی شود ، آنها هم سعی کنند که مجذوب خواهشهای پست نفسانی نشوند .

3-     همان طوری که آتش چیزهای ناپاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود، آنها هم با بدیها بستیزند ، بی آنکه خود را آلوده به بدی کنند .

4-     همان طوری که آتش با هرچه تماس حاصل کند، آنرا مثل خود نورانی و درخشان می کند ، شخص زرتشتی نیز باید پس از برخوردار شدن از فروغ دانش و بینش ، دیگران را از فروغ نیکی برخوردار گرداند .

تعلیمات زرتشت :

بزرگترین گناهان از نظر زند اوستا : بی عفتی ، خست ، خودخواهی ، طمع ، ربا ، رشک ، حسد ، حق ناشناسی ، غرور و تکبر ، دروغ گویی ، جادوگری ، خرافات ، پیمان شکنی ، بی عدالتی ، دزدی ، خشم ، کینه توزی ، تهمت و افترا ، سخن چینی ، کاهلی ، بی علاقه گی نسبت به امور خانواده ، بت پرستی ، ظلم و ستم نسبت به انسانها و حیوانات ، ریاضت کشی ، تکدی ، تعدد زوجات ، فحشا ، زنا ، لواط ، انتحار ، عدم رعایت بهداشت ، قتل نفس ، خودکشی ، گریه و زاری برای مرد و عمدا در پی کسب علم و دانش نرفتن .

در پایان این بخش مطلبی رو میخواستم بگم که حیفم اومد نگفته مطلب رو به پایان برسونم . و اون مطلب نگرش دین زرتشتی به حقوق زنه . همون طوری که در این بخش اشاره کردم تعدد زوجات از نظر زرتشت مجاز نیست . در ستایش مقام زن در زرتشتی همین بس که کلمه بانو در اصل « ریتا باغیانو» و به معنای پرتو الهی است و پور چیستا که در ایران نام دختر بوده، به معنای علم پر است .

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/15ساعت 19:9 توسط رضا |

برگی از تاریخ ایران - مقدمه

اولش میخواستم راجع به بابک خرّم دین بنویسم . ولی دیدم بدون در نظر گرفتن شرایطی که بابک در اون قرار داشته و قیام کرده ، و اعتقاداتی که بهش وابسته بوده ، نمیشه راجع به این ابر قهرمان تاریخ میهنمون مطلب نوشت . بنابر این به مطالعه کتابهای تاریخی پرداختم که تاریخ ایران رو از حمله اعراب به این طرف ، یعنی سالهای اول تا سیصد هجری بررسی کردند . با توجه به اینکه تو این کتابها بابک رو پیرو مذهبی دانسته بودند که با تعالیم مزدک همخوانی داشت ، سراغ منابعی رفتم که راجع به مزدک مطالبی رو نوشته بودند . ولی باز دیدم که اصول عقاید مزدک بر پایه تعالیم زرتشته . بالاخره پس از کلی گشت و گذار در بین کتابهایی که راجع به زرتشت و مزدک و تاریخ ایران نوشته بودند ، تصمیم گرفتم که این مقاله رو به چهار بخش تقسیم کنم تا ابتدا با پیامبر باستانی ایران و تعلیمات او کمی آشنا بشیم و درباره مزدک و قیام او و شرایط اجتماعی آن روزگار دقیق بشیم و پس از اون به مطالعه حمله اعراب به ایران و وضع فلاکت بار ایران در اون زمان بپردازیم تا بهتر و بیشتر به فلسفه قیام بابک و اعتقادات او و انگیزه اهداف والای این قهرمان میهن مان پی ببریم . بنابراین این مقاله رو به چهار بخش زیر تقسیم میکنم که به ترتیب در وبلاگ خواهم گذاشت .

بخش اول : زرتشت ، پیامبر باستانی ایران – بررسی تاریخی و عقاید و تعلیمات او

بخش دوم : مزدک ، شرایط اجتماعی آن روزگار و عقاید او

بخش سوم : شکست ایران در برابر سپاه اعراب – حکومت اعراب در ایران

بخش چهارم : ظهور بابک خرّم دین ، عقاید ش و مبارزه او با حکومت اعراب در ایران

هرچند که این مقالات ارزش کار تحقیقی رو نخواهد داشت ، ولی فکر می کنم آگاهی کسانی رو که راجع به زرتشت و مزدک و بابک خرّم دین اطلاعات کمی دارند ، بتونه کمی بالا ببره . منابعی رو هم در این تحقیق در نطر داشتم که از اونا استفاده کنم ولی نتونستم پیدا کنم .

امیدوارم این کوشش بنده مورد توجه و مقبول خوانندگان عزیز قرار بگیرد .

منابع این چهار مقاله که از نظرتون خواهد گذشت عبارتند از :

1-     زرتشت ، سیاستمدار یا جادوگر - نوشته والتر برونو هنینگ – ترجمه کامران فانی – با مقدمه دکتر فتح الله مجتبایی

2-     بابک خرمدین ، دلاور آذربایجان – نوشته سعید نفیسی

3-     حماسه بابک خرّم دین – نوشته نادعلی همدانی

4-     بابک – نوشته جلال برگشاد – ترجمه رحیم رئیس نیا و رضا انزابی نژاد

5-     تاریخ ادیان جهان – نوشته استاد عبد العظیم رضایی – جلد اول و سوم

6-     دو قرن سکوت – نوشته دکتر عبد الحسین زرین کوب

7-     بررسی فرازهایی از تاریخ ایران باستان – نوشته التفات عبدی زاده

8-     عقاید مزدک – نوشته دکتر سید علی مهدی نقوی – با مقدمه سید محمد علی جمال زاده

9-     تاریخ تمدن ایرانی – تالیف چهارده استاد ایران شناس اروپایی – ترجمه جواد محیی

10- تاریخ ایران « از آغاز تا طاهریان » - حمید هاشمی

دوستانی که اهل مطالعه هستند ، اگر منابع شماره 2 و 4 و 6 و 7 رو تا حالا مطالعه نکردند ، توصیه میکنم که مطالعه کنند .

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/15ساعت 18:27 توسط رضا

نقدی بر کتاب همسران پاک پیامبر

اینکه در اسلام به حقوق زنان چقدر اهمیت داده شده و اصولا دیدگاه اسلام در مورد زن، بحث کارشناسی و مهمی است که نه در یک مقاله اینچنینی قابل بحث می باشد و نه من صلاحیت و دانش لازم را برای بررسی این موضوع دارم.ولی این مساله باعث آن نمیشود در مورد مسائلی که در آن مشکلی میبینیم یا نقاط کوری در آنها وجود دارد، سوال نکنیم و این موضوعات را به چالش نکشیم. موضوعی که باعث شد این نقد را بنویسم، کتاب همسران پاک پیامبر بود که موضوعاتی در این کتاب مطرح شده که باید جواب داده میشد و دلایلی آورده شده که مردود و باطل میباشد و باید که این مسائل مطرح شود تا اذهان روشن گردیده و موضوعاتی به بحث گذارده شود تا حقایق روشن گردد. طبیعی است که این مقاله نیز مانند نوشته های دیگر خالی از ایراد نبوده و هر گونه نقد و نظری را خواهم پذیرفت.

این نقد در مورد کتاب«همسران پاک پیامبر» میباشد که نوشته محمد محمود صواف است و به وسیله مصطفی احمد نور کهتوئی به فارسی ترجمه شده است.

نویسنده در این کتاب پس از اینکه یازده همسر پیامبر را برشمرده و فضایل و سجایای اخلاقی آنها را شرح داده، یادآور شده که پیامبر اسلام تنها فردی از مجموعه پیامبران نبوده که زیاد زن گرفته. به نظر من این استدلال درستی نیست. کما اینکه کار بقیه پیامبرانی هم که تعدد زوجات داشته اند، مورد تایید نیست. مثالی هم که نویسنده کتاب آورده (حضرت داود و حضرت سلیمان) جزو پیامبران اولولعزم نیستند و چه بسا که در معصومیت آنها هم تردید وجود دارد.

در مورد اینکه اکثر زنان پیامبر، بیوه زنان سالخورده بوده اند که پیامبر جهت حمایت از آنها و اینکه زنان بی پناهی بوده اند که پیامبر به وسیله ازدواج به آنها پناه داده، و اینکه در برخی موارد برای اسلام و خدا و توسعه دین با قبایل مختلف وصلت ایجاد شده، موضوع را در دو بخش بررسی میکنم. اول اینکه مگر تنها راه حمایت از بیوه زنان سالخورده، ازدواج با آنهاست؟ یعنی در اسلام هیچ راه دیگری برای حمایت از اینگونه افراد وجود ندارد؟ و آیا هدف از ازدواج در اسلام، صرفا پناه دادن به بیوه زنان سالخورده است یا اهداف والاتری در ازدواج موجود است؟ من حتی در مورد ازدواج اول پیامبر هم سوال دارم. اینکه پیامبر در 25 سالگی با حضرت خدیجه که 40 ساله بودند، منطقیست؟ در مورد مطلب دوم هم که نوشته اند «جهت اتحاد با قبایل و توسعه و پایداری دین، این ازدواجها صورت گرفته است» مگر تعالیم اسلام به گونه ای نیست که هر کسی که ندای اسلام را بشنود، به آن علاقه مند میشود؟ مگر اسلام آوردن قبایلی که بخاطر وصلت یکی از بیوه زنان سالخورده شان با پیامبر بوده، ارزشمند است؟ مگر در تاریخ نمی خوانیم که پس از وفات پیامبر تعداد زیادی از این قبایل سر به شورش برذاشتند و به دین اجداد خود برگشتند؟ مگر همین زن پیامبر (عایشه) نبود که با حضرت علی مخالفت کرده و با او به جنگ پرداخت؟ یعنی این ازدواجها صرفا بهانه ای بوده که قبایلی مسلمان شوند و آیا ازدواج پیامبر با این افراد فقط بخاطر همین بهانه بوده؟اصلا در اسلام ملاک ازدواج و هدف از آن چیست؟ من شک ندارم که برداشت نویسنده این کتاب از اسلام و رفتار پیامبر اشتباه بوده و دلایل آورده شده در این کتاب به هیچ وجه قانع کننده نمیباشد.

در قسمت دیگری از این کتاب امده « نه مادر پاک مومنان، آنانی که پس از وفات رسول خدا در خانه آن حضرت بودند، همگیشان مربیان، مصلحان و مفتیان برای زنان و مردان امت اسلامی در همه موضوعات زنانگی و احکام شرعی و آداب زناشویی و دستورات نبوی بودند.» و در جای دیگری نوشته « سیاست رسول خدا در زمینه ازدواج با زنان متعدد، همان سیاست هوشیارانه ای بود که دعوت اسلامی در آن زمان اقتضا میکرد» نویسنده اب ساده لوحی تمام در قسمت دیگری متذکر شده « بسیار مشکل و محال است که یک یا دو زن بتوانند مسئولیتهای سنگینی که نه زن مومن خداپرست فروتن انجام میدهند، به انجام برسانند، و امکان ندارد یک زن با تمام نیروی حافظه قوی و نهایت تیزهوشی و مملو از درک و بینش و درایت، بتواند احکام شرعی را به اندازه ای که آن نه زن حفظ کرده اند،حفظ نماید.» با این حساب اگر پیامبر میخواستند که سیاست هوشیارانه تری بکار گیرند و مربیان و مصلحان و مفتیان بیشتری به جامعه تحویل دهند و مسئولیتهای سنگین زنان مومن خداپرست را کاهش دهند، باید چندین برابر این تعداد، زن میگرفتند و نباید کم کاری کرده و به این تعداد زن قناعت میکردند.

من به این نویسنده ساده دل و متعصب میگویم اگر شما میخواهید که اسلام پا برجا بماند و توسعه یابد، دیگر از اظهار نظر در مورد اسلام و پیامبر خودداری نموده و روا ندارید به کسانی که به دنبال کشف حقیقت و راز و رمز زندگانی پیامبر هستند تهمتهای ناروا و نابجایی مانند منافقین کوردل و دشمنان اسلام زده شود. از کسانی هم که در این مورد اطلاعاتی دارند، یا کتابها و سایتهایی میشناسند که جوابهای منطقی به این سوالات داده بر من منت نهاده و آنها را برایم ارسال کنند.

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/06ساعت 15:30 توسط رضا |